حسن حسن زاده آملى
181
هزار و يك كلمه (فارسى)
الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها « 1 » همين عقل بوده . آسمان بار امانت نتوانست كشيد * قرعه فال به نام من ديوانه زدند « 2 » و به همين جهت خداوند بعد از خلق انسان ، فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ « 3 » گفت : اگر بنا بود كه خداوند عالم بدون فكر و تدبير و بىرعايت مصلحت كارها را انجام دهد ، انسان از او اشرف و اكمل بود ما از او بالاتر بوديم . و مىگوييم اى خداى فرنگىها خاك بر سر تو كه به اضطرار كارها را انجام مىدهى و نمىفهمى چه مىكنى ، من از تو بالاترم ؛ زيرا كه مىفهمم چه مىكنم كار خود را به من و به ساير بندگان كه از تو شعورشان بيشتر است واگذار ، و تو خود را كنار بكش . اى مخاطب من ! هركس هستى بدان و ملتفت اين نكته باش كه اگر يك دسته از مردم در كار خود بدون فكر كار كنند به صرف تقليد ، ما آنها را سرزنش و توبيخ مىنماييم و مىگوييم : تو از مراحل انسانيت قدرى دور افتادهاى ؛ زيرا كه نمىدانى چه مىكنى كوركورانه دنبال كسانى مىروى كه وظيفه تو نيست . مثلا شما با حسّ ذائقه و شامّه خود مىفهميد كه غذاهاى ما بهتر از مال فرنگيهاست . فسنجان جوجه بهتر از گوشت خوك است كه قرمه كرده در ميان روده گذاشته ، يا آن ماهى متعفّن كه در قوطى مقوايى از فرنگ مىآورند ، مع ذلك ، بر ذوق خود تحميل مىكنيد كه از آن بيشتر خوشش بيايد . يا مىفهميد كه سايه بهتر از آفتاب است زير سقف يا زير درخت ، ولى چون فرنگىها غالبا هواى مملكتشان ابر و سرد است و از سقف و سايه خوششان نمىآيد ، شما مىگوييد ما بايد دست از فهم خود برداريم ، خانهها را هركس درخت دارد قطع مىكند گل مىكارد كه شبيه فرنگستان باشد . جهنّمى در تابستان براى خود درست مىكند . لباسها موافق عادات ممالك مختلفه تهيه شده در عربستان و هواى گرم اگر لباس تنگ و شلوار
--> ( 1 ) - احزاب ( 33 ) : 72 . ( 2 ) - ديوان حافظ ، ص 179 ، طبع پژمان . ( 3 ) - مؤمنون ( 23 ) : 14 .